پنجاه و پنجم
خیلی دلم برای وبلاگم تنگ شده
برای نوشتن روزمره هام اینجا وقتایی که خیلی تنها بودم
الان از استرس فردا تصمیم گرفتم دوباره بیام بنویسم
من چند ماه تو مرکز توجه یه پسر بور چشم آبی بودم و حتی روحم خبر نداشت
میدیدم بهم میگه چقدر گردنبندت قشنگه چقدر کفشات خوشگله ولی هیچوقت فکر نمیکردم منظوری داشته باشه
اخه من مدتها بود ازین چیزا فاصله گرفته بودم، و همیشه و همه جا تعریفا هست بی منظور بغل کردن هست بی منظور
فکر میکردم اینم مثل بقیه بی منظور بوده باشه تا اینکه پسره برام نوشت
توی واتساپ نوشت که خیلی پشت سرت حرف میزنن و منم پشت سرت حرف زدم یعنی همون غیبت کردن و الان عذاب وحدان دارم و از تو معذرت میخوام
منم گفتم چه حرفی میزنن گفت وقتی کارت تموم میشه با ما غریبه میشی انگار مارو نمیشناسی و میری و حتی منتظر ما نمیمونی که کارمون تموم شه
منم بهش گفتم فقط چون ازت خداحافظی نمیکنم به خودت اجازه دادی که این حرفارو در موردم بزنی
خلاصه عذاب وجدانش چند برابر شد
و من از اونروز به بعد فهمیدم که این از تموم کاراش منظور داشته
اینکه هوامو داشته اینکه مراقبم بوده اینکه کسی پشت سرم حرفی نزنه
از اونروز به بعد منم سعی کردم بیشتر بهش توجه کنم
عکس پروفایلش با یکی از همکارم بود که من ازش متنفرم و هیچ حرفی باهاش نمیزنم
یبار استاتوس گذاشت توی واتساپ همون استوری از سگهای گنده
منم ری اکشن نشون دادم اونم خوشش اومد هی گذاشت
حتی عکس پروفایلشم عوض کرد این پسرررر دوست داشتنی
منم سعی میکردم توی واتساپ استوزی بزارم با اینکه بنظرم خیلی خنده دار بود استوری واتساپ
یه روز ویو خونمو با یه اهنگ غمگین همزمان با غروب افتاب گذاشتم تونم یه استیکر برام فرستاد
بعد از اونروز یه روز که شیفتمون یکی بود اومد دنبالم چون من باید جای دیگه کار میکردم اومد که منو ببره
من یهو چشمم خورد به غروب افتاب اسمون قرمز قرمز شده بود
بی اختیار گفتم واو اونم سریع دور زد که من بتونم عکس و فیلم بگیرم
اونروز بهترین روزمون بود بعد شروع کرد به حرف زدن و گفت من دوست دارم چرا تو منو دوست نداری
منم لبخند زدم تمام این مکالمات به زبون امانی بوذ
اون خجالت چی میفهمه والا دخترای المانی همه کنههه اکنهههه
وقتی یه دختر چش ابرو مشکی میبینه که برای خودش ارزش قائل هست و با همه حد و مرزی داره بایدم براش جالب باشه
من که جوابی ندادم ولی اون بازم گفت من راستشو میگم که توروو دوست دارم
من دوباره هیچی نگفتم چونکه خودمم خیلی دوسش دارم و من تو اینجوری مواقع همیشه گند میزنم
اگه اون شش ماهه منو دوست داره من دو هفته هست که کل حواسم به اونه
بعد بهم گفت که قلبت از جنس یخ هست 🧊