دوهزار و دویست یورو دیشب و تمام

پسر المانی که دوسش دارم دیروز از موهام تعریف کرد

ولی من موهام از بس رو مخم بود مجبور شدم ببافمشون

ولی اون دیروز عمدا جلوی من تلفنشو جواب داد و گفت سلام عشق من

شایدم من میخوام فکر کنم عمدی بود چونکه دوسش دارم

فردا با اون شیفت دارم

امشب خواب ندارم

ساعت یازده خوابیدم یبار یک و نیم بیدار شدم یبار سه

کاش قلب بی صاحاب ما ارام بگیرد و بکپد

خسته شدم از بس بهش گوش دادم

مغزم میگه دوسش داری ولی نه بیشتر از خودت

قلبم میگه خفه شو بابا تو نمیدونی چقدر من دوسش دارم

قلبم وقتی میبینتش خیلی غیرعادی رفتار میکنه طرف فکر میکنه خیلی ازش فراریم

ولی من دوسش دارم ایرانیم نیست اخه من چجوری اون نفهمو بفهمونم

اه

دغدغه های بیست و شش سالگیم هیچوقت فکر نمیکردم این باشه

سه بیدار شدم دیدم ماه نصفه و نیمه از پنجره اتاقم داره خودنمایی میکنه

اهنگ ماه کامل یادم اومد فقط اونجا که میگه دور دورا اونجا که دریا تموم میشه اونجا که اسمون تموم میشه 🤌🏽🥲